بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  لطیفه  
ه خروسه ميگن : چرا معتاد شدي؟ ميگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ويترين معتاد نمي شي !
  اس ام اس  
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
  سخن بزرگان  
آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است (موريس مترلينگ)
  لطیفه  
از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل
  وضعیت در یاهو  

محصولات روز







تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 2790
khakestare eshgh
دردراازهرسوکه نوشتم دردبود...
رابطه علاقه زوجین با فرم خوابیدن آنها در کنار یکدیگر

 

 


عوامل متعددی در روابط بین افراد تأثیر دارد. از جمله در رابطه زن و مرد (چه ازدواج و ...) یک سری مسائلی بی اهمیّت شمرده می شود، در حالی که همین مسائل، جزئی از زبان عشق است.

یکی از آنها طرز خوابیدن دو نفر است که کاملاً حد و اندازه علاقه دو نفر را به هم نمایان می کند.

در واقع اینکه دو نفر یکدیگر را در آغوش بگیرند و یا به آرامی در کنار هم بخوابند، خود باعث ترمیم و بهبود روابط بین آنها می شود. در مقابل عواملی چون، خرو پف و دندان ساییدن در خواب، موجب سلب آرامش نفر مقابل و مشکلات بعدی می شود و در آخر بدون اینکه عمداً این کار را بکنید، طرف شما فکر می کند که از قصد اینکار را می کنید تا وی را آزار دهید، در حالی که شما واقعاً خواب هستید!

در اینجا به حالاتی از نحوه خوابیدن دو نفر کنار هم اشاره می کنیم، امّا قبل از خواندن این مقوله، یادآور می شویم که اگر شما دقیقاً با این روشها نمی خوابید دلیل بر وجود مشکل در روابطتتان نیست، به یاد داشته باشید هیچ چیز مطلق خوب یا بد نیست و نحوه ی خوابیدن یک چیز شخصی و از روی عادت است.

در آغوش هم خوابیدن: خوابیدن در حالی که نفر مقابل شما را از پشت شما در آغوش گرفته و دستانش را به دور شما انداخته، در این حالت وابستگی و نزدیکی کاملاً بین دو نفر نمایان است، البته لازم به ذکر است این وضعیت بیشتر مخصوص زوج های جوان و اوایل ازدواج است. این نزدیکی جسم و چسبیدن کامل جسم به یکدیگر، سبب افزایش امنیت و کاهش استرس بین دو نفر می شود.

به نرمی در آغوش گرفتن : این حالت تقریباً شبیه وضعیت قبل است با این تفاوت که تماس زن و شوهر تنها در ناحیه های دست، زانو و پاها به همدیگر است که بیشتر در زوجهایی دیده می شود که 5 تا 6 سال از ازدواجشان می گذرد، در این حالت نیز هنوز امنیت حس می شود.

در آغوش خوابیدن مثل ماه عسل: در این حالت همانطور که از اسمش پیداست صورت دو طرف رو به هم است و تمام بدن از گونه تا نوک پا کاملاً به همدیگر چسبیده و حسّ نزدیکی و وابستگی از نحوه ی خوابیدن آنها موج می زند، به نوعی که هر دوطرف ناخودآگاه به این حالت رو می آورند. معمولاً بعد از نزدیکی دو نفر این طور می خوابند، اگر بعد از گذشت سالها از ازدواج باز هم این حالت ادامه یافت، نشان دهنده ی این است که هر دونفر از ته دل وابسته یکدیگر هستند و درجه عشقشان به همان اندازه ی اول ازدواج است.

خوابیدن شاهانه: اینکه نفر مقابل به پشت بخوابد در حالی که صورتش رو به سقف است به طوری که برتری خود را نشان دهد و زن به روی شانه های او تکیه دهد و در این بین زن وابستگی و تواضع خود را نسبت به عشقش نشان می دهد. این طرز خوابیدن نشان دهنده ی تعّهد و اطمینان بین این دو نفر است. در این حالت ممکن است سر زن به روی سینه ی مرد باشد که بیشتر در مورد زنهای جوان و مردهای مسن دیده می شود.

حالت بودایی: در این حالت هر دو نفر پشت به هم خوابیده امّا هنوز از پشت نیز به همدیگر چسبیدند! در این حالت شاید در دید اول، عدم تعلق و وابستگی دو نفر برداشت شود، امّا این به معنای این است که هنوز آنها تمایل زیادی برای سکس و تماس با هم دارند.

به هم چسبیدن پا: بیشتر بین زوجینیست که با یکدیگر بحث و اختلاف داشتند، به نوعی می خواهند بگویند که با هم مشکل دارند، امّا چسبیدن پا بازهم نشانه ی مثبتیست، بدان معنی که همه چیز مثل قبل است با این تفاوت که هر دو هنوز به یاد بحث و اختلاف هم هستند!

جدا از هم: در این حالت زن و شوهر کاملاً از هم جدا خوابیده، بطوریکه یک نفر طرف راست تخت و دیگری پشت به دیگری و آن طرف می خوابد. در این حالت هیچ تماس بین دو نفر نیست، شاید در نگاه اوّل این طرز خوابیدن منفی باشد، امّا در نگاهی دیگر می توان چنین برداشت کرد که هر دوی آنها دوست دارند طرف مقابل راحت بخوابد و از فضای انحصاری تخت خود استفاده کند. چرا که شاید یکی عادت دارد بالش را بغل کند و دیگری چمپاته بخوابد، یا اینکه طرف مقابل آنقدر باز و راحت می خوابد که خود احتیاج به یک تخت دو نفره دارد! بنابراین این طور خوابیدن ازطرفی نوعی ملاحظه کاری و از طرف دیگر نوعی راحت کردن خود از دیگری و داشتن خوابی راحت است!

 

 

 


عکسی زیبا : عشق مادر در زمان زلزله

 

 

 

 

عکسی با عنوان "عشق مادر در زمان زلزله"،

اثر یک عکاس چینی که برنده مدال طلای پنجمین دوره

"مسابقات بین المللی عکاسی مطبوعات چین" شده است

 

 


چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل؟؟

 

 


مردها در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند. قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز جذابی که دوروبرشان باشد را نگاه می کنند.

مردها موجوداتی بصری هستند

مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً رای گیری در این مورد انجام داده است:

· 53 درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.

· 28 درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار را می کنند.

· 19 درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست آنها ناراحت شود.

اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم این است که مثلاً آن 7 پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟

واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.

اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم

اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند. درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.

البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر داشته باشید:

· یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.

بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، "خوب خانمه خیلی خوشگل بود" ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.

· تاریخ آینده را پیشگویی می کند.

وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است. چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.

· آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.

تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که بخواهد به او نزدیک شود.

به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به یکی از همین زنان تحریک می کند.

 

 

 


شعر عاشقانه


 غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد.

    خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيد

       خار رنجيد ولي هيچ نگفت...

          ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود،

              دست بي رحمي آمد نزديک،

                  گل سراسيمه ز وحشت افسرد...

                        ليک آن خار در آن دست خزيد

                              و گل از مرگ رهيد ...

                                   صبح فردا که رسيد

                                        خار با شبنمي از خواب پريد

                                              گل صميمانه به او گفت : سلام


بــَــخــت بـا مـن یــار نیست ! ...

 

دوستان عزیز داستانش طولانیه اما ارزش خوندن داره

کپی کنید و بعدابخونید

 

روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میکرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد. پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار کردن بخت خود به فلان کشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد کجا می روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار کند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
گرگ گفت : "میشود از او بپرسی که چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناک می شوم؟"
مرد قبول کرد و به راه خود ادامه داد.

او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید که دهقانانی بسیار در آن سخت کار می کردند.
یکی از کشاورزها جلو آمد و گفت : "ای مرد کجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار کند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
کشاورز گفت : "می شود از او بپرسی که چرا پدرم وصیت کرده است من این زمین را از دست ندهم زیرا ثروتی بسیار در انتظارم خواهد بود، در صورتی که در این زمین هیچ گیاهی رشد نمیکند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگی و بدهکاری است ؟"
مرد قبول کرد و به راه خود ادامه داد.

او رفت و رفت تا به شهری رسید که مردم آن همگی در هیئت نظامیان بودند و گویا همیشه آماده برای جنگ.
شاه آن شهر او را خواست و پرسید : "ای مرد به کجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار کند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
شاه گفت : " آیا می شود از او بپرسی که چرا من همیشه در وحشت دشمنان بسر می برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسیار و سربازان شجاع تاکنون در هیچ جنگی پیروز نگردیده ام ؟"
مرد قبول کرد و به راه خود ادامه داد.

پس از راهپیمایی بسیار بالاخره جادوگری را که در پی اش راه ها پیموده بود را یافت و ماجراهای سفر را برایش تعریف کرد.
جادوگر بر چهره مرد مدتی نگریست سپس رازهای را که در را ازش سوال شده بود با وی در میان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بیدار شده است برو و از آن لذت ببر!" و مرد با بختی بیدار باز گشت...

به شاه شهر نظامیان گفت : "تو رازی داری که وحشت برملا شدنش آزارت می دهد، با مردم خود یک رنگ نبوده ای، در هیچ جنگی شرکت نمی کنی، از جنگیدن هیچ نمی دانی، زیرا تو یک زن هستی و چون مردم تو زنان را به پادشاهی نمی شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را می آزارد. و اما چاره کار تو ازدواج است، تو باید با مردی ازدواج کنی تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردی که در جنگ ها فرماندهی کند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد."
شاه اندیشید و سپس گفت : "حالا که تو راز مرا و نیاز مرا دانستی با من ازدواج کن تا با هم کشوری آباد بسازیم."
مرد خنده ای کرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر تو نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور کرده است!"

و رفت...

به دهقان گفت : "وصیت پدرت درست بوده است، شما باید در زیر زمین بدنبال ثروت باشی نه بر روی آن، در زیر این زمین گنجی نهفته است، که با وجود آن نه تنها تو که خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زیست."
کشاورز گفت: "پس اگر چنین است تو را هم از این گنج نصیبی است، بیا باهم شریک شویم که نصف این گنج از آن تو می باشد."
مرد خنده ای کرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر گنج نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور کرده است!"

و رفت...

سپس به گرگ رسید و تمام ماجرا را برایش تعریف کرد و سپس گفت: "سردردهای تو از یکنواختی خوراک است اگر بتوانی مغز یک انسان کودن و کور مغز را بخوری دیگر سر درد نخواهی داشت!"

خواننده محترم شما اگر جای گرگ بودید چکار می کردید ؟


بله. درست است! گرگ هم همان کاری را کرد که شاید شما هم می کردید، مرد بیدار بخت قصه ی ما را به جرم غفلت از بخت بیدارش درید و مغز او را خورد.»

 

 


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11-20 صفحه بعد

مطالب  26 تا 30 از تعداد کل 146 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
shania

 
 

نام حقیقی :  sahar
تاریخ تولد : 1370/02/13
موقعیت : ایران - خراسان رضو - مشهد
جنسیت : زن

 
ارسال پیام
محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
  shania.
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری